مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

718

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

و گاهى اظهر بودن برحسب نوع صنف است و بر اين اساس ، مرجحات باب ظواهر به سه دسته تقسيم مىشود : 1 . مرجح شخصى ؛ 2 . مرجح نوعى ؛ 3 . مرجح صنفى . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 241 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص ( 792 - 790 ) . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص ( 201 - 198 ) . رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 95 . مرجحات باب قضا ر . ك : مرجحات حكم مرجحات تزاحم مزيّت‌هاى كاشف از اهمّ بودن يكى از متزاحمين مرجحات تزاحم ، كه مقابل مرجحات تعارض مىباشد ، سبب مىشود يكى از دو حكم متزاحم نزد شارع اهميت بيشترى پيدا كند كه اين اهميت ، از ارجحيت آن حكم در نزد شارع كشف مىكند . در تعداد مرجحات تزاحم اختلاف است ، اما مهم‌ترين آنها عبارت است از : 1 . جايى كه يكى از دو حكم متزاحم ، بدل و جانشين دارد ، ولى ديگرى ندارد ، كه در اين صورت ، حكمى كه جانشين ندارد ترجيح داده مىشود ، مانند اينكه مكلف نذر كند روز معينى براى مثال ، روز شنبه اول ماه شعبان به سفر زيارتى برود ، از سوى ديگر ، روزه به عنوان يكى از خصال كفاره بر وى واجب شده است ؛ در اينجا مسافرت روز شنبه بدل ندارد ، ولى روزه كفاره بدل دارد كه عبارت است از غذا دادن به شصت فقير و يا آزاد كردن يك بنده ؛ 2 . جايى كه يكى از دو واجب متزاحم ، مضيّق يا فورى و ديگرى موسّع مىباشد ، كه در اينجا مضيّق به‌طور قطع مهم از موسع است و مقدم مىشود ، مانند : دوران امر ميان پاك كردن نجاست از مسجد و نماز خواندن ، درحالىكه وقت براى نماز باقى است ؛ در اينجا مكلف نخست بايد ازاله نجاست كند و بعد نماز بخواند ؛ 3 . جايى كه هر دو واجب مضيّق مىباشد ، و يكى از آنها وقت مختص دارد ، اما ديگرى ندارد ، مانند : دوران امر ميان خواندن نمازهاى روزانه ، درحالىكه آخر وقت آن است ، و ادا كردن نماز آياتى كه وقت آن مضيق است ؛ در اينجا ، گرچه وقت نماز آيات مضيق است ، اما اين وقت ، چون اختصاص به نماز يوميّه دارد و نماز آيات يك امر اتفاقى بوده ، انجام نماز يوميّه مقدم مىشود ؛ 4 . جايى كه وجوب يكى از دو واجب متزاحم ، به قدرت شرعى بستگى دارد ، اما وجوب ديگرى فقط به قدرت عقلى مشروط است ، مانند : حج كه وجوب آن مشروط به استطاعت مالى و بدنى است و اگر با اداى دين مزاحمت نمايد ، اداى دين ترجيح دارد ، زيرا وجوب آن مشروط به قدرت شرعى نيست ؛ 5 . جايى كه دو واجب با يكديگر تزاحم دارند ، ولى يكى از آن دو از لحاظ زمان امتثال بر واجب ديگر مقدم است ، مثل : قيام در نماز كه هم در ركعت اول واجب است و هم در ركعت دوم و اگر مكلف قدرت داشته باشد ، بايد هر دو را انجام دهد ، اما اگر مكلف فقط براى قيام در يك ركعت قدرت داشته باشد ، چون زمان امتثال ركعت اول ، بر زمان امتثال ركعت دوم مقدم است ، آن را مقدم مىدارد ؛ 6 . جايى كه يكى از دو واجب متزاحم ، عينى و ديگرى كفائى بالذات است ، مانند : تزاحم نماز يوميّه ( عينى ) در آخر وقت ، با تجهيز ميت ( كفائى ) ، به‌طورى كه اگر مكلف نماز يوميّه را بخواند تجهيز ميت از دست مىرود ؛ در اينجا واجب عينى مقدم مىشود ؛ 7 . جايى كه اهميت يكى از دو واجب متزاحم قطعى و يا احتمالى است ، كه در اين صورت ، برآن واجبى كه اهميت ندارد ، مقدم مىشود ، مانند آنكه دو نفر در حال غرق شدن هستند ، درحالىكه يكى از آنها به‌طور قطع و يا احتمالا مؤمن است ، اما ديگرى به‌طور قطع فاسق است ؛ 8 . جايى كه دو واجب با يكديگر تزاحم نموده و يكى از آن دو ، به غير از جهات گذشته كه ذكر شد ، بر ديگرى ترجيح دارد ؛ يعنى يك قانون كلى ندارد تا به آن مراجعه شود ، بلكه آن را مىتوان در چند محور خلاصه نمود : أ ) اولويت يكى از دو واجب متزاحم از دليل شرعى آن استفاده مىشود ، مثل : مزاحمت نماز يوميّه كه درباره آن بسيار سفارش شده است ، با واجب ديگرى كه به اين درجه از اهميت نباشد ؛ ب ) ارجحيت يكى از دو حكم بر ديگرى كه از راه مناسبت بين حكم و موضوع فهميده مىشود ، مانند آنكه نجات جان انسان مؤمنى بر غصب ملك ديگرى متوقف باشد ؛ در اينجا اگرچه غصب حرام است ولى چون انسانى در معرض هلاكت است ، نجات جان وى ، مقدم است ؛ ج ) اولويت يكى از دو حكم متزاحم از راه ملاك آن حكم فهميده مىشود ، مثل جايى كه در انجام يكى از دو حكم ، مصلحت نوعى ، و در انجام ديگرى صرفا مصلحت شخصى وجود دارد ؛ در اينجا شكى نيست كه مصلحت نوعى بر مصلحت شخصى مقدم خواهد شد . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 200 - 196 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص ( 103 - 68 ) . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 109 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص ( 426 - 417 ) .